امروز یه روز برفی و سرده.تو این هوا حال میده آدم برفی درست کنی.برف بازی کنی برف بزنیم تو سر و کله ی هم.شاد باشیم شنگول باشیم.
اما یه چیز هست که همیشه تو خوشیها و غمام میاد سراغم .اونم اینه: الان کجاست؟داره چیکار می کنه؟حالش خوبه یا نه؟سرما خورده یا نه داره آدم برفی می سازه؟(البته فک نکنم اون جاها برف بیاد)
آیا اونم الان تو فکر منه یا ...
اما لحظه لحظه ی زندگیم به امید روزیه که با هم باشیم با هم آدم برفی بسازیم با هم برف بازی کنیم.
خدایا یعنی می شه....
فکرای قشنگ تنها دلخوشیم .همه می گن خدا بزرگ.خودمم می دونم بزرگ